تبليغاتX
.:: ترور،آدم ربايي،زاهدان::. - به هر حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
 
.:: ترور،آدم ربايي،زاهدان::.
 
 
.:: ترور،آدم ربايي،::. در سيستان و بلوچستان
 

یکی از اهالی مسجد مکی زاهدان چند روزی وبلاگش بروز  نبود.تنها فکری که به ذهنمان خطور کرد احتمال سفر ایشان به یکی از شهر ها بود تا اینکه سر و کله ی مبارکشان پیدا و مطالبی را از سفرشان در وبلاگ درج کردند که با خواندن خاطرات او همه ی حدسیات ما در مورد ماهیت و تفکرات و مشاورین عبدالحمید و چرایی تقابل او با نظام ونهایتا دشمنی انها با نظام وبیگانه پرستی اهالی مسجد مکی و...تبدیل به یقین وشکمان برطرف شد.

در پستهای قبلی هم نوشته بودیم که تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.این وبلاگ نویس که بویی از ایرانی بودن نبرده و تز تجزیه طلبی و سنی گرایی به جای اسلام گرایی و اختلافات مذهبی و قومی را به دستور مولوی عبدالحمید در سرمیپروراند.چندی قبل هم به مولا علی توهین کرده بود وایشان را فردی فقیر و ناچیز معرفی که پیامبر دست علی را گرفته و با منت به او زن داده است.

ایشان چند روز پیش هم با اب و تاب همه ی حرفهای مولوی عبدالحمید در خطبه های عید فطر را گذاشت و به یک نکته ی سیاسی معارضی اشاره کرد که شرط شرکت در انتخابات توجه به مطالبات سیاسی اهل سنت است .

 دربیان خاطرات از جاسک هم بین دولت و مردم جدایی را تبلیغ و دولت را به نفهمی محکوم ودر جایی دیگر عنوان حکومت بلوچستان را بکار برده است و....

برای اطلاع دوستان بخشی از مطالب ایشان را با توضیحی کوتاه در پرانتز ذیلا تقدیم میکنم.

 نحوه رفتن من به آنجا(جاسک) جالب بود .

 بخش نصرت آباد یکی از بخشهای قدیمی زاهدان است ..... این منطقه از نظر دینی بسیار محروم و عقب افتاده بود و همیشه محل درگیری و جنگ بود مولانا هر چه علما را دستور داد که بروند و تبلیغ کنند و مردم را آگاه کنند کسی نرفت مولانا عصبانی شدند و به مولانا احمد و مولانا جان محمد فرمودند........ آن بزرگواران نیز نرفتند من قبول کردم و به تنهایی به آنجا رفتم . حدود یک ماه آنجا خدمت نمودم موقعی که برگشتم بخشدار آنجا به مولانا گفته بود که همین ملا را بفرستید تا بعنوان امام جمعه نصرت آباد به مردم آنجا خدمت نماید.

 مولانا به من دستور اکید دادند که حتما باید بروم نصرت آباد.

 من وقتی با برخی از دوستان عاقل و فهمیده مشوره کردم (ببینید این دوستان عاقل چه برداشتی از مردم و حکومت دارند) آنان گفتند ما صلاح نمی دانیم شما به آنجا بروید زیرا امام جمعه بودن فقط به دو رکعت نماز نیست آنجا باید برای مردم که بیشترشان زندان هستند کار کردو همینطور متقابلا برای حکومت (تبلیغ دربند کردن مردم توسط حکومت- ونگفتند که چرا زندان هستند-واگر همه رندان باشند که باید انجا خالی از سکنه باشد)). مردم و حکومت هر دو فهم درستی ندارند (توهین اشکار به مردمی که ایشان یک ماه مهمانشان  بود.ایشان در مدت یک ماه مردم انجا را نشناخت اما عقلا یی که نبودند شناختند.راستی مگر اقای ابو عمار خودشان عقل نداشتند؟ -از نظر ایشان حکومت هم فهم درستی ندارد.از نظر انها چون حکومت شیعه هست نفهم است- حال از این حکومت نفهم چه انتظاری دارند؟-تفکرات ابوعمار نماینده ی اهالی دارالعلوم زاهدان است.عبدالحمید میگوید که ما در مدارسمان علیه حکومت و شیعیان مطلبی نمی گوییم اما این تفکرات زاییده ی چه نوع نگرشی هست؟.) و لذا ممکن است از هر طرفی متهم قرار بگیری . یعنی ممکن است دولتیها بگویند این با مردم است و یا مردم بگویند این حکومتی است.(مگر با مردم بودن جرم است که از انها تبری جست و مگر با حکومت و همراه حکومت بودن هم جرم هست؟-کسی که از مردم و حکومت جداباشد باید هم انها نفهم جلوه دهد و خود را عاقل!!!) ....

 به این صورت من به جای رفتن به نصرت آباد رفتم به جاسک.....

 مسئولین حکومتی با مسئولین حکومت بلوچستان زمین تا آسمان فرق دارند.(بکار بردن مسئولین حکومت بلوچستان یعنی سیاست تجزیه طلبی) هیچ نوع تعصب و تبعیضی نبود مردم شیعه و سنی و بلوچ و فارس در کنار همدیگر بخوبی زندگی می کردند......

 بیشتر مسئولین با من دوست بودند و از هیچ کمکی دریغ نمی نمودند . آقای افسری معاون فرماندار جاسک (که بعدا فرماندار شد) که از جوانان رودان بود(پس این دولت نفهم نادانی کرده که حتی خارج از استان سیستان و بلوپستان هم فرماندار سنی میگذارد.)

(به هر حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)

(واقعا که متاسفیم بر قومی که بناست اینان را الگوی خود قرار دهند.اینان یا حرف زدن بلد نیستند.ویا خیلی ساده اند که معنا و مفهوم برخی کلمات را نمیفهمند و یا اینکه واقعا کلمات نماینده ی  طرز تفکر انهاست که سرمشق اموزه های مدارسشان نیز میباشد.

واقعا که متاسفم!!!)

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت   توسط   | 
 
  بالا