تبليغاتX
.:: ترور،آدم ربايي،زاهدان::.
 
.:: ترور،آدم ربايي،زاهدان::.
 
 
.:: ترور،آدم ربايي،::. در سيستان و بلوچستان
 

چندی قبل یک از دوستان کامنتی برایمان فرستاد که خبر از افغانی بودن مولوی احمد نارویی مدیر اداری مالی مدرسه ی دارالعلوم زاهدان و جانشین مولوی عبدالحمید اسماییلزهی داده بود.این نکته برایم جالب بود و چون مایل به کشف لایه های پنهان خبر بودم دنبال کردم تا اینکه یکی از دوستانی که بانی اولیه ی کشف هویت ایشان بود را در تهران دیدم . ایشان نکات جالبی را بیان کرد که مستند هم بود.در این مورد ابتدا کامنت واصل شده را به شرح ذیل ملاحظه بفرمایید انگاه تحلیل کوتاهی از یک ماجرای جالب.

==============================================================

                                              

طبق اخبار موثق مولوی احمد نارویی تا سن حدود 10 سالگی در افغانستان بوده و بعد به منطقه نرماشیر آمده و در ادامه به زاهدان مهاجرت نموده است. پدر احمد یک افغانی است و یکی از همسران احمد نیز افغانی می باشد. آنطور که شنیده ام جناب مولوی احمد در پاسخ به این سوال که شما کجا متولد شده اید گفته است دقیقا نمی دانم ولی در نرماشیر بزرگ شده ام!!!

لازم به ذکر است همسر افغانی احمد که اغلب اقوام وی هم اکنون در افغانستان هستند از اقوام نزدیک جناب احمد می باشد.

==============================================================

در بررسی انجام شده مشخص گردید که مولوی احمد نارویی:

1-   در نوجوانی به دلیل بیکاری وبیسوادی دربازار زاهدان( معمولا چهارراه رسولی و بازار روز زاهدان و داخل پاساژ قائم )محل تجمع قوم یاجوج و ماجوج و 72 ملت و پایگاه تهاجم و ناتوی فرهنگی دشمنان ، کاری جزفروش سی دی مبتذل و توزیع نسوارنداشته است که سه چهارسالی از این راه امرار معاش میکرد.

2-   در یک روز سرد زمستانی که مولوی احمد نارویی پشت وانتی نشسته بود تا به خانه اش در شیر اباد زاهدان برود.یکی از مسافران همراه اوکه قیافه ایی شبیه مولوی های طالبان راداشت با او هم صحبت و از کسب و کار و هویتش میپرسد که مولوی احمد هم با صداقت وضع اسف بارش را بازگومیکند.

3-   ان مولوی که شبیه مولوی های طالبان بود به مولوی احمد ادرسی میدهد تا فردا صبح به مسجدی در خیابان خیام مراجعه و نزد مولوی قاسمی برود.

4-   مولوی قاسمی انروز را به دلیل مسافرت به پاکستان در مدرسه نبودند اما همان مولوی دیروز به مولوی احمد مراجعه و او را راهنمایی میکند که به دفتر گزینش رفته تا به عنوان طلبه در مدرسه ی دارالعلوم مشغول به تحصیل شود.

5-   مولوی احمد استعداد های خاصی هم داشت.ایشان چند وقتی را به دلیل اقامت در زابل لهجه ی سیستانی را به خوبی فرا میگیرد که معمولا در مزاکراتی که قرار بود در زابل ویا با سیستانی ها از طرف مسجد مکی انجام شود مولوی احمد به عنوان نماینده ی مولوی عبدالحمید اسماییلزهی حضور میافت و مزاکرات را انجام میداد.

6-   مولوی احمد دورانی که در مدرسه ی دارالعلوم درس میخواند به دلایلی چند از جمله استعداد زیاد در امر یاد گیری لهجه ی زابلی وبلوچی  ،  مطالعات عمیق ، فراگیری سریع زبان عربی و سایر دروس حوزوی و روابط عمومی بسیار قوی و داشتن اعتماد به نفس عالی مورد وثوق و اعتماد مولوی عبدالحمید قرار و به سرعت مراحل ترقی را طی کرد که همین امتیاز منجربه انتصاب ایشان به مدیریت اداری و مالی مدرسه ی دارالعلوم وامام جمعه ی موقت مسجد مکی زاهدان و نماینده ی ویژه ی مولوی عبدالحمید در امور مدارس اهل سنت زابل گردید

7-   اینکه مولوی عبدالحمید و سایر علمای مدرسه ی دارالعلوم هم پی به هویت مولوی احمد بردندنیاز به بررسی دارداما گرفتن شناسنامه نیز از ابتکارات مولوی احمد بود که در نگاه اول حتی کارشناسان خبره هم قادر به تشخیص جعلی بودن ان نبودند.

8-   مولوی احمد خیلی زیرک بود . ایشان برای ایجاد وابستگی با بلوچها علاوه بر داشتن همسر افغانی برای رد گم کردن و حفظ اصالت فرزندانش و ایجاد ریشه در ایران و بلوچها با انتخاب همسر ایرانی هویت سازی کرده تا فرزندان دورگه با هویت افغانی –ایرانی هم داشته باشد اما در تربیت انها  خصوصا فرزندان دورگه اش نهایت دقت را نمود تا در ضمیر انها ایران دوستی شکل نگرفته و عشق به وطن ومذهب پدری نهادینه شود که فرزندانش در وقت ضرورت جان را فدای وطن پدری واموزه های دینی کنند.

9-   مولوی احمد به دلیل نفوذ عاطفی دردل طلبه های اهل سنت و مسئولین مدرسه ی دارالعلوم زاهدان که جای هیچ شکی را برای خدمت گزاری صادقانه نمی گذاشت توانست سکانداری امور مالی و اداری حوزه را در دست گرفته و از این طریق به اهداف پنهانش برسد.از اینرو ایشان درگام اول به منظورتغییر ترکیب طلبه های ایرانی مدرسه اقدام به پذیرش طلاب افغانی نمود  تا با اموزه های مدارس علمی قم که برای افغانستان عالم و ادم تربیت میکردند رقابت کرده و عناصری  برای اینده ی ارگانها و سازمانهای دولتی افغانستان اماده کنند .

10- با ریاست بر امور ادرای و مالی حوزه اهداف دیگری نیز دنبال میشد که میتوان به جذب پولهای هنگفت از القاعده و طالبان وعربستان اشاره نمود.عبدالحمید که خبر نداشت این پولها از کجا می امد.به اودر مورد منابع مالی گزارشات غلط از جمله کمکهای مردمی و خیرین میدادند در صورتی که بخش اعظم پولها از افغانستان خصوصا دولت کرزای و سرویس جاسوسی افغانستان و از سوئد وبخشی از انها هم از دوبی و امارات با چند واسطه سرازیر میشد.عربستان نیز در حواله ی پولها نقش بسزایی داشت.

11- مولوی احمد بخشی از این پولها را صرف توسعه ی حوزه های علمیه اهل سنت در زابل ، کمک به حوزه های سایر نقاط کشور خصوصا کردستان و گلستان مینمود و در راه اندازی انها از سرویس جاسوسی افغانستان نیز خط میگرفت.

12- مولوی احمد همه ی هزینه های باند انتظامات مسجد مکی را نیزتمام و کمال پرداخت مینمود.خرید دستگاهای شنود ،.بیسم های مجهز، دستگاهای رد یاب، دستگاهای فلز یاب ، ریموتهای کنترل از راه دور، دست مزدهای بالا، راه اندازی سایتهای مختلف و وبلاگهای اهل سنت ، گوشه ای از پرداختهای او بود.

13- این مولوی پرکار و خدوم نیز همه ی فرزندان ذکوروبالغ خود را نیز در باند انتظامات مسجد مکی به نوعی بکار گرفته بود در واقع ایشان تنها مرد قدرتمند حوزه ی دارالعلوم زاهدان بود که اب و نان همه ی ارکان حوزه ومسجد دست ایشان بود.دخترانش نیز از فعالترین طلبه های حوزه به حساب می ایند.

14- یکی از خدمات مولوی احمد در قبال کمکهای شایان سرویس جاسوسی افغانستان باز کردن جای پای انها در مسجد مکی و مدرسه ی دارالعلوم زاهدان میباشد.به همین خاطر هم چندی قبل تعدادی از ماموران سرویس جاسوسی افغانستان در پوشش جماعت تبلیغی به زاهدان سفری داشتند تا با بررسی ساختمان مسجد و مدرسه و اطراف ان از نبود دستگاهای شنود نیروهای امنیتی ایران اطمینان حاصل کنند.که خوشبختانه در گزارششان به این نکته هم تاکید وبه مولوی عبدالحمید اطمینان دادند.

15- در مورد مولوی احمد نکات دیگری هم هست که اگر خدا خواست در اینده بیان خواهد انتظارمان از برادران امنیتی استان این هست که این گونه مسائل را شفاف به استحضار مردم شریف استان برسانند.رها کردن طلبه ها و اساتید مدارس دینی اهل سنت خیانت به نظام و انقلاب و کشور و اسلام هست.تعلیم و تعلم فرصت خوبی برای نظام هست از اینرو لازم است تا برای مدیران حوزه های اهل سنت اهداف دشمنان تشریح و تبیین شود تا بتوان با همکاری جدی انها دست دشمنان را ازمدارس علوم دینی کشور عزیزمان ایران کوتاه کنند.

16- مولوی احمد یک پدیده است اما همه ی جریان نیست.ممکن است که ایشان در اینده در ازای یک معامله ی سیاسی ازاد شوند و دوباره به حوزه برگردند.اما قطعا به افغانی بودن او هیچ شکی نباید کرد.مدارس دینی ما باید از هرگونه شائبه ای مبرا باشند.مولوی عبدالحمید باید به هموطنان وعناصر اطلاعاتی وبسیج مردم شیعه اعتماد کند.همانگونه که او انتظار اعتماد متقابل را دارد

منبع وبلاگ تفتان خبر http://taftankhabar.blogfa.com/

 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت   توسط   | 
دبيركل يك حزب ليبيايي:اگر امام موسي صدر آزاد نشود نام زندان او را در ليبي فاش مي‌كنيم


دبيركل يك حزب ليبيايي در بيانيه‌اي هشدار داد، اگر سرهنگ "معمر قذافي" رهبر ليبي، امام موسي صدر و همراهانش را آزاد نكند، نام زندان و زندان‌بانان او را فاش مي‌كنيم.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "الوحده"، "عيسي عبدالمجيد منصور" بنيان‌گذار و دبيركل جبهه نجات "التبو" كه از احزاب معارض ليبيايي به شمار مي‌آيد بر زنده‌بودن امام موسي صدر، رهبر ايراني شيعيان لبنان و همراهان وي در زنداني در جنوب ليبي تأكيد كرد.
وي افزود: امام موسي صدر، شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين، همراهان وي همچنان در يكي از بازداشتگاه‌هاي ليبي در جنوب هستند و ما اطلاعات قطعي درباره محل نگهداري آنان در دست داريم.
دبيركل جبهه نجات "التبو" تهديد كرده است كه اگر اين افراد كه قذافي آنها را به زور ربوده است از زندان‌هاي ليبي آزاد نشوند، نام و نشاني زندان و اسامي مسؤولان اين زندان‌ها را منتشر خواهد كرد.
امام موسي صدر، رهبر شيعيان لبنان و هيأت همراه وي در روز نهم شهريور سال 1357 در جريان سفري رسمي به ليبي به دعوت قذافي ربوده شدند و بنا بر اطلاعات پليس بين‌الملل و دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي برخي كشورها همچنان در زندان‌هاي اين كشور محبوس هستند.
 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت   توسط   | 

هلاکت اعضاى باند تروريستي وابسته به گروهک ريگى



به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از مرکز اطلاع‌رساني قرارگاه عملياتي رسول اکرم(ص)، بهرام نوروزي اظهار داشت: با ياري خداوند و همکاري مردم، سربازان گمنام امام زمان (عج) و رزمندگان قرارگاه فتح استان سيستان و بلوچستان، طي سه مرحله عمليات و اقدامات اطلاعاتي اعضاي يک باند تروريستي وابسته به گروهک عبدالمالک ريگي که پس از آموزش‌هاي تروريستي توسط ايادي بيگانه از آن سوي مرز براي خرابکاري وارد کشور شده بودند به هلاکت رسيدند.
وي گفت: در اين سلسله عمليات، 10 نفر از اعضاي اصلي اين تيم تروريستي مجروح، دستگير و به هلاکت رسيده‌اند که يک نفر از اعضاي اصلي اين تيم به نام احمد وفايي با سه نام مستعار حاج محمود، ايوب و عبدالواحد بود که پس از هلاکت ياسر، معاونت عملياتي گروهک عبدالمالک را عهده‌دار بوده است.
نوروزي افزود: همچنين شرور ناصر شه‌بخش و شرور نادر ريگي به اسم مستعار صدام که مرتکب جنايات زيادي شده‌اند، به هلاکت رسيدند.
وي يادآور شد: افراد مذکور جناياتي از جمله گروگانگيري چهار تبعه هندي و ايرلندي و آلماني در زاهدان، شرکت مستقيم در عمليات حمله به الگانس نيروي انتظامي در خيابان بزرگمهر زاهدان، شهادت سه نفر از پرسنل ناجا و يک دانشجو، شرکت در جنايت حادثه تاسوکي و شهادت 22 نفر از هموطنان، مشارکت در ترور دو موتور‌سوار ناجا، خلع سلاح پايگاه گدار ناهوک سراوان و گروگان گرفتن 9 نفر از کارکنان آن پايگاه و به شهادت رساندن فرمانده پايگاه، گروگانگيري و شهادت کارکنان پاسگاه شمسر سراوان، به شهادت رساندن سرهنگ کاوه بازنشسته ناجا در پاکستان، ربايش امام جمعه فهرج کرمان و گروگانگيري ح.ت در جاده خاش و زاهدان را مرتکب شده‌ بودند.
وي موفقيت اين عمليات را مرهون اطلاعات به‌موقع مردم محلي دانست و افزود: مردم خوب و نجيب استان مي‌توانند با اعلام هرگونه ترددهاي مشکوک به يگان‌هاي عملياتي، اطلاعاتي و انتظامي حوزه استحفاظي در ايجاد امنيت پايدار، ما را ياري کنند.
فرمانده قرارگاه عملياتي رسول اکرم (ص) در ادامه خطاب به عناصر خود‌فروخته اين گروهک‌ تروريستي گفت: هر‌چه سريعتر از اقدامات ناجوانمردانه تروريستي عليه مردم مظلوم و بي‌گناه دست برداشته و به آغوش ميهن باز گردند و فريب سرکرده اين گروهک که خود جرات شرکت مستقيم در اقدامات تروريستي را نداشته را نخورند.


در همين ارتباط بخوانيد:
ـ ضربه‌اي ديگر بر پيکره گروهک ريگي
ـ يک گروه تروريستي در سيستان و بلوچستان متلاشي شد
ـ مسئول عمليات گروگانگيري پاسگاه شمسر به هلاکت رسيد

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت   توسط   | 

یکی از اهالی مسجد مکی زاهدان چند روزی وبلاگش بروز  نبود.تنها فکری که به ذهنمان خطور کرد احتمال سفر ایشان به یکی از شهر ها بود تا اینکه سر و کله ی مبارکشان پیدا و مطالبی را از سفرشان در وبلاگ درج کردند که با خواندن خاطرات او همه ی حدسیات ما در مورد ماهیت و تفکرات و مشاورین عبدالحمید و چرایی تقابل او با نظام ونهایتا دشمنی انها با نظام وبیگانه پرستی اهالی مسجد مکی و...تبدیل به یقین وشکمان برطرف شد.

در پستهای قبلی هم نوشته بودیم که تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.این وبلاگ نویس که بویی از ایرانی بودن نبرده و تز تجزیه طلبی و سنی گرایی به جای اسلام گرایی و اختلافات مذهبی و قومی را به دستور مولوی عبدالحمید در سرمیپروراند.چندی قبل هم به مولا علی توهین کرده بود وایشان را فردی فقیر و ناچیز معرفی که پیامبر دست علی را گرفته و با منت به او زن داده است.

ایشان چند روز پیش هم با اب و تاب همه ی حرفهای مولوی عبدالحمید در خطبه های عید فطر را گذاشت و به یک نکته ی سیاسی معارضی اشاره کرد که شرط شرکت در انتخابات توجه به مطالبات سیاسی اهل سنت است .

 دربیان خاطرات از جاسک هم بین دولت و مردم جدایی را تبلیغ و دولت را به نفهمی محکوم ودر جایی دیگر عنوان حکومت بلوچستان را بکار برده است و....

برای اطلاع دوستان بخشی از مطالب ایشان را با توضیحی کوتاه در پرانتز ذیلا تقدیم میکنم.

 نحوه رفتن من به آنجا(جاسک) جالب بود .

 بخش نصرت آباد یکی از بخشهای قدیمی زاهدان است ..... این منطقه از نظر دینی بسیار محروم و عقب افتاده بود و همیشه محل درگیری و جنگ بود مولانا هر چه علما را دستور داد که بروند و تبلیغ کنند و مردم را آگاه کنند کسی نرفت مولانا عصبانی شدند و به مولانا احمد و مولانا جان محمد فرمودند........ آن بزرگواران نیز نرفتند من قبول کردم و به تنهایی به آنجا رفتم . حدود یک ماه آنجا خدمت نمودم موقعی که برگشتم بخشدار آنجا به مولانا گفته بود که همین ملا را بفرستید تا بعنوان امام جمعه نصرت آباد به مردم آنجا خدمت نماید.

 مولانا به من دستور اکید دادند که حتما باید بروم نصرت آباد.

 من وقتی با برخی از دوستان عاقل و فهمیده مشوره کردم (ببینید این دوستان عاقل چه برداشتی از مردم و حکومت دارند) آنان گفتند ما صلاح نمی دانیم شما به آنجا بروید زیرا امام جمعه بودن فقط به دو رکعت نماز نیست آنجا باید برای مردم که بیشترشان زندان هستند کار کردو همینطور متقابلا برای حکومت (تبلیغ دربند کردن مردم توسط حکومت- ونگفتند که چرا زندان هستند-واگر همه رندان باشند که باید انجا خالی از سکنه باشد)). مردم و حکومت هر دو فهم درستی ندارند (توهین اشکار به مردمی که ایشان یک ماه مهمانشان  بود.ایشان در مدت یک ماه مردم انجا را نشناخت اما عقلا یی که نبودند شناختند.راستی مگر اقای ابو عمار خودشان عقل نداشتند؟ -از نظر ایشان حکومت هم فهم درستی ندارد.از نظر انها چون حکومت شیعه هست نفهم است- حال از این حکومت نفهم چه انتظاری دارند؟-تفکرات ابوعمار نماینده ی اهالی دارالعلوم زاهدان است.عبدالحمید میگوید که ما در مدارسمان علیه حکومت و شیعیان مطلبی نمی گوییم اما این تفکرات زاییده ی چه نوع نگرشی هست؟.) و لذا ممکن است از هر طرفی متهم قرار بگیری . یعنی ممکن است دولتیها بگویند این با مردم است و یا مردم بگویند این حکومتی است.(مگر با مردم بودن جرم است که از انها تبری جست و مگر با حکومت و همراه حکومت بودن هم جرم هست؟-کسی که از مردم و حکومت جداباشد باید هم انها نفهم جلوه دهد و خود را عاقل!!!) ....

 به این صورت من به جای رفتن به نصرت آباد رفتم به جاسک.....

 مسئولین حکومتی با مسئولین حکومت بلوچستان زمین تا آسمان فرق دارند.(بکار بردن مسئولین حکومت بلوچستان یعنی سیاست تجزیه طلبی) هیچ نوع تعصب و تبعیضی نبود مردم شیعه و سنی و بلوچ و فارس در کنار همدیگر بخوبی زندگی می کردند......

 بیشتر مسئولین با من دوست بودند و از هیچ کمکی دریغ نمی نمودند . آقای افسری معاون فرماندار جاسک (که بعدا فرماندار شد) که از جوانان رودان بود(پس این دولت نفهم نادانی کرده که حتی خارج از استان سیستان و بلوپستان هم فرماندار سنی میگذارد.)

(به هر حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)

(واقعا که متاسفیم بر قومی که بناست اینان را الگوی خود قرار دهند.اینان یا حرف زدن بلد نیستند.ویا خیلی ساده اند که معنا و مفهوم برخی کلمات را نمیفهمند و یا اینکه واقعا کلمات نماینده ی  طرز تفکر انهاست که سرمشق اموزه های مدارسشان نیز میباشد.

واقعا که متاسفم!!!)

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت   توسط   | 
پس از اقدامات متقابل هكرهاي شيعه و وهابي كه حدود دو هفته پيش تعدادي از سايت‌هاي و سرورهاي دو طرف را تحت تأثير قرار داد، بامداد امروز جمعه سايت اينترنتي شبكه العربيه (العربية.نت) به دست گروهي كه خود را شيعه مي‌نامد هك شد.

العربية متعلق به افراد منسوب به خاندان آل‌سعود است و معمولا مواضع ضد شیعی و ضد ایرانی دارد؛ بطوریکه بسیاری از مسلمانان منطقه، آن را به طعنه "الغربیة" می‌نامند.

گروه یا فرد هکر، تصویری از پرچم به آتش کشیده شده رژیم صهیونیستی را به جای صفحه اول العربیة گذاشته و زیر آن نوشته است:

«تحذیر هام ؛ ان اسیتمرت الاختراقات علی المواقع الشیعیة من بعد هذا فلن یسلم ای موقع من مواقعکم و شبکاتکم» یعنی: «هشدار مهم ؛ اگر نفوذ به سایت های شیعی ادامه یابد، بعد از این هیچیک از سایت‌ها و شبکه‌های شما در امان نخواهد بود». (تصوير پايين صفحه ـ سمت چپ)

این در حالی است که آیت‌الله مکارم شیرازی، از هکرها و مجاهدان مجازی شیعه خواسته بود بعد از دادن درس عبرت به هکرهای وهابی، این عملیات را متوقف سازند. با توجه به اين اظهارات، اقدام اخير كه به شيعيان نسبت داده شده است مشكوك به نظر مي‌رسد.

شايان ذكر است در روزهايي كه برخي از سايت‌هاي شيعيان توسط گروه‌هاي وهابي هك شده بود، شبكه العربية به پوشش كامل اين اخبار مي‌پرداخت. همچنين چندي پيش، اين شبكه به عنوان بهترين دوست اسراييل از سوي رژيم صهيونيستي انتخاب شده بود.

خبر تكميلي 1 :
در ساعت 2 و 35 دقیقه بامداد جمعه (به وقت تهران)، عکس و نوشته فوق الذکر برداشته شد و گروه دیگری به نام "آنتی هکرها" تصویر یک یوزپلنگ را به جای تصویر فوق، در صفحه العربیة گذاشتند. (تصوير پايين صفحه ـ سمت راست)

خبر تكميلي 2 :

تا ساعت 19 و 30 دقيقه روز جمعه، العربية هنوز موفق به بازسازي خود نشده است. هم‌اكنون پيامي به زبان انگليسي روي اين صفحه به چشم مي‌خورد كه: "اين وب‌سايت بزودي بازخواهد گشت"!

خبر تكميلي 3 :

حدود ساعت 22 (به وقت تهران)، العربية موفق به بازسازي صفحه اول خود شد و به حالت عادي بازگشت.

اين سايت پس از بازسازي در خبر اول خود تلاش كرده است خود را خيرخواه مسلمانان نشان دهد و آورده است: «سايت العربية.نت در قبال تمامي طيف‌هاي عربي و اسلامي از سياستي باز پيروي مي‌كند و همواره با آغوشي باز از نقل اخبار و گفتگو با چهره‌هاي بارز سياسي، ديني و مذهبي مختلف استقبال كرده است؛ خواه سني يا شيعه باشند و خواه علوي يا دروزي يا مسيحي».

و

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت   توسط   | 
 پي طرح ادعاي دستيار قرضاوي

ر پي طرح ادعاي دستيار قرضاوي

پسر قرضاوي ادعاي "شيعه نشدن" خود را رد كرد

در پي طرح ادعاي شيعه نشدن پسر مفتي اهل سنت جهان از سوي دستيار وي، عبدالرحمن يوسف، پسر شيخ قرضاوي اين ادعا را تكذيب و تأكيد كرد، مواضع وي تنها از سوي خودش يا دفترش اعلام مي‌شود و ادعاهاي هر منبع ديگري درباره مسائل شخصي وي، عاري از صحت و اعتبار است.


به گزارش خبرگزاري فارس، روزنامه سعودي "الوطن" به نقل از "محمد سليم العوا" دستيار شيخ يوسف القرضاوي، مفتي اهل سنت جهان و دبيركل اتحاديه جهاني علماي مسلمان نوشت: «من با قرضاوي شاعر (پسر شيخ يوسف القرضاوي) ديدار كردم و او ماجراي شيعه‌شدنش را كه نقل رسانه‌ها شده است، تكذيب كرد.»
وي با بيان اينكه پسر قرضاوي قصد داشته از ترويج‌كنندگان شايعه شيعه‌شدن خود كه سوابق مشابهي در اين مورد دارند شكايت كند، مدعي شد: «وي اكنون از طرح شكايت منصرف شده است.»
دستيار شيخ القرضاوي افزود: «رواج اين گونه شايعات، امري تأسف‌بار است و بايد متوقف شود.»
از سوي ديگر، همزمان با گفت‌وگوي العوا با روزنامه سعودي "الوطن"، عبدالرحمن يوسف القرضاوي (پسر شيخ يوسف القرضاوي) با انتشار اطلاعيه‌اي در پايگاه اطلاع‌رساني شخصي خود، تأكيد كرد: «هر منبعي كه ادعا كند مورد اطمينان يا نزديك به اينجانب است و يا بخواهد خبري را درباره اينجانب اعلام كند، يا يك منبع دروغگوست يا منبعي است كه از سوي رسانه‌هايي دستكاري شده كه امانت‌داري و ويژگي‌هاي حرفه‌اي خود را فراموش كرده‌اند.»
وي در اين اطلاعيه افزوده است: «تنها منبعي كه حق دارد از سوي وي اعلام موضع كند فقط دفتر وي در قاهره است كه روش‌هاي تماس با آن نزد همگان معروف است.»
پسر شيخ القرضاوي همچنين تصريح كرده است كه در طول سال 2008 ميلادي (از دي پارسال تا امروز)، هيچ اظهار نظر يا مصاحبه‌اي با هيچ نشريه، مجله يا روزنامه‌اي در حوزه كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس [از جمله روزنامه سعودي "الوطن"] نداشته است.»
وي در پايان ابراز اميدواري كرده است كه خداوند از اين قبيل خطاها و اشتباهات درگذرد.
عبدالرحمن يوسف القرضاوي، هفته گذشته نيز در پي ترديد برخي رسانه‌هاي عربي در مورد شيعه‌شدن خود، براي نخستين بار بخشي از شعر بلند خود در مدح سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله لبنان را در يك روزنامه مخالف دولت مصر به چاپ رساند.
وي در اين شعر، با تمجيد از مقام شامخ نصرالله، آن دسته از مفتي‌هاي وهابي را كه از اين رهبر شيعيان لبنان با عنوان "لعن‌كننده صحابه" نام مي‌برند به مارها و عقرب‌هايي تشبيه كرده بود كه با اسلام و جهاد به مقابله برخاسته‌اند.
پيش از اين، حجت‌الاسلام والمسلمين علي الكوراني، از علماي لبناني مقيم شهر مقدس قم در گفت‌وگويي با شبكه تلويزيوني "اهل البيت(ع)" اعلام كرد: «آقاي عبدالرحمن القرضاوي، پسر شيخ يوسف القرضاوي (مفتي اهل سنت) به مذهب تشيع گرويده و عصبانيت شيخ از شيعيان در مدت اخير نيز ناشي همين مسأله است و اينجانب از اين بابت اطمينان دارم.»
روزنامه لبناني "البلد" نيز فاش كرده بود، علت خشم اخير شيخ يوسف القرضاوي از مذهب تشيع، شيعه‌شدن يكي از نزديكان اوست. اين روزنامه به رابطه خويشاوندي وي اشاره‌اي نكرده بود اما شيخ "ماهر حمود" امام جماعت مسجد "القدس" و از علماي برجسته لبنان نيز در پي انتشار اين خبر، صحت آن را تأييد كرد.
عبدالرحمن يوسف كه اكنون از برجسته‌ترين معارضان سياسي مصر و عضو جنبش ضد دولتي "الكفاية" نيز هست و اشعار شديداللحني عليه "حسني مبارك" سروده است، در سال‌هاي اخير، علاقه خود را به جبهه حق و عدالت به‌ويژه جمهوري اسلامي ايران و حزب‌الله لبنان، به شيوه‌هاي مختلف ابراز كرده و از جمله آنها قصيده‌اي است كه در بيت پاياني آن آورده است:
« ألـْـق ِ العُـصَابـَــة َ عَـنْ عَـيْـنـَيـْـكَ تحْجُبُهَـــا - عَـنْ رُؤيـَـةِ النـَّـار ِ تـَشـْـوي وَجْـهَ لـُبـْنـَانـَـا...
بالأمْـس ِ كـُنـَّـا نـَـرَى في العـِـزِّ " قـَاهِــرَة " - و اليـَـوْمَ نـَرْقـُـبُ نحْوَ العِـزِّ " طـَهْـرَانـَـا "
(چشم‌بندت را از ديدگانت بيفكن زيرا چشمانت را از ديدن آتشي كه چهره لبنان را سوزانده است پوشانده... ما تا ديروز عزت را در قاهره مي‌ديديم اما امروز از شوق دستيابي به عزت، تهران را مي‌نگريم.)
پايگاه اطلاع‌رساني هجر نيز به نقل از يك منبع آگاه اعلام كرد: «عبدالرحمن يوسف، انساني اخلاق‌مدار است و همواره احترام پدر خود را حفظ مي‌كند و به همين دليل تا كنون از اعلام علني تشيع خود، خودداري كرده و سعي دارد اين موضوع را از طريق دوستانه و محترمانه با پدر خود، حل و فصل كند و اذا تا اطلاع ثانوي، از اعلام اين پرهيز خواهد كرد.»
عبدالرحمن يوسف كه از محبوبيت فراواني بين عرب‌زبانان جهان برخوردار است، همچنين پس از جنگ 33روزه، با سفر به جنوب لبنان و شهرهاي بنت‌جبيل، مارون‌الرأس و ضاحيه جنوبي بيروت كه منطقه شيعه‌نشين پايتخت لبنان است ضمن بازديد از ويرانه‌هاي باقي‌مانده از حملات رژيم صهيونيستي، با شيعيان و ايتام شهداي اين مناطق، ابراز همدردي كرد.
وي همچنين ديوان جديدي با عنوان "اكتب تاريخ المستقبل" (تاريخ آينده را بنويس) منتشر كرده است كه در ابتداي كتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدايي به حضرت سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله كه از پروردگارم مي‌خواهم او را از شر موشك‌هاي يهود و نيز موشك‌هاي اعراب حفظ كند.»
وي همچنين ديوان جديدي با عنوان "اكتب تاريخ المستقبل" (تاريخ آينده را بنويس) منتشر كرده است كه در ابتداي كتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدايي به حضرت سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله كه از پروردگارم مي‌خواهم او را از شر موشك‌هاي يهود و نيز موشك‌هاي اعراب حفظ كند.»
عبدالرحمن القرضاوي، در مقدمه اين كتاب كه آن را بر روي پايگاه اطلاع‌رساني خود قرار داده، آورده است: «من بلافاصله پس از پايان جنگ 33روزه به جنوب لبنان سفر كردم و بسياري از مناطق جنگ‌زده را از نزديك ديدم؛ ويراني‌ها و آوارها را پيش از آنكه بلدوزرها آنها را بردارند و از همه مهم‌تر، پهلواناني را به چشم خود ديدم كه اين پيروزي را آفريده بودند و در اين هنگام بود كه سرايش اين قصيده را از سر گرفتم و آن را در روز بيست و ششم رمضان همان سال به پايان رساندم.»
اين شاعر عرب با بيان اينكه بيشتر ابيات اين قصيده را در راه قاهره، اسكندريه، بيروت، قانا و بنت‌جبيل سروده است، تأكيد مي‌كند: «همچنان اين قصيده را يك تجربه حسي متمايز مي‌دانم و در پايان بايد از مسؤولان حزب‌الله لبنان كه با من همكاري كردند و فرصت بازديد از اماكني را كه مي‌خواستم فراهم كردند قدرداني كنم.»

خبرگزاري فارس: در پي طرح ادعاي شيعه نشدن پسر مفتي اهل سنت جهان از سوي دستيار وي، عبدالرحمن يوسف، پسر شيخ قرضاوي اين ادعا را تكذيب و تأكيد كرد، مواضع وي تنها از سوي خودش يا دفترش اعلام مي‌شود و ادعاهاي هر منبع ديگري درباره مسائل شخصي وي، عاري از صحت و اعتبار است.


به گزارش خبرگزاري فارس، روزنامه سعودي "الوطن" به نقل از "محمد سليم العوا" دستيار شيخ يوسف القرضاوي، مفتي اهل سنت جهان و دبيركل اتحاديه جهاني علماي مسلمان نوشت: «من با قرضاوي شاعر (پسر شيخ يوسف القرضاوي) ديدار كردم و او ماجراي شيعه‌شدنش را كه نقل رسانه‌ها شده است، تكذيب كرد.»
وي با بيان اينكه پسر قرضاوي قصد داشته از ترويج‌كنندگان شايعه شيعه‌شدن خود كه سوابق مشابهي در اين مورد دارند شكايت كند، مدعي شد: «وي اكنون از طرح شكايت منصرف شده است.»
دستيار شيخ القرضاوي افزود: «رواج اين گونه شايعات، امري تأسف‌بار است و بايد متوقف شود.»
از سوي ديگر، همزمان با گفت‌وگوي العوا با روزنامه سعودي "الوطن"، عبدالرحمن يوسف القرضاوي (پسر شيخ يوسف القرضاوي) با انتشار اطلاعيه‌اي در پايگاه اطلاع‌رساني شخصي خود، تأكيد كرد: «هر منبعي كه ادعا كند مورد اطمينان يا نزديك به اينجانب است و يا بخواهد خبري را درباره اينجانب اعلام كند، يا يك منبع دروغگوست يا منبعي است كه از سوي رسانه‌هايي دستكاري شده كه امانت‌داري و ويژگي‌هاي حرفه‌اي خود را فراموش كرده‌اند.»
وي در اين اطلاعيه افزوده است: «تنها منبعي كه حق دارد از سوي وي اعلام موضع كند فقط دفتر وي در قاهره است كه روش‌هاي تماس با آن نزد همگان معروف است.»
پسر شيخ القرضاوي همچنين تصريح كرده است كه در طول سال 2008 ميلادي (از دي پارسال تا امروز)، هيچ اظهار نظر يا مصاحبه‌اي با هيچ نشريه، مجله يا روزنامه‌اي در حوزه كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس [از جمله روزنامه سعودي "الوطن"] نداشته است.»
وي در پايان ابراز اميدواري كرده است كه خداوند از اين قبيل خطاها و اشتباهات درگذرد.
عبدالرحمن يوسف القرضاوي، هفته گذشته نيز در پي ترديد برخي رسانه‌هاي عربي در مورد شيعه‌شدن خود، براي نخستين بار بخشي از شعر بلند خود در مدح سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله لبنان را در يك روزنامه مخالف دولت مصر به چاپ رساند.
وي در اين شعر، با تمجيد از مقام شامخ نصرالله، آن دسته از مفتي‌هاي وهابي را كه از اين رهبر شيعيان لبنان با عنوان "لعن‌كننده صحابه" نام مي‌برند به مارها و عقرب‌هايي تشبيه كرده بود كه با اسلام و جهاد به مقابله برخاسته‌اند.
پيش از اين، حجت‌الاسلام والمسلمين علي الكوراني، از علماي لبناني مقيم شهر مقدس قم در گفت‌وگويي با شبكه تلويزيوني "اهل البيت(ع)" اعلام كرد: «آقاي عبدالرحمن القرضاوي، پسر شيخ يوسف القرضاوي (مفتي اهل سنت) به مذهب تشيع گرويده و عصبانيت شيخ از شيعيان در مدت اخير نيز ناشي همين مسأله است و اينجانب از اين بابت اطمينان دارم.»
روزنامه لبناني "البلد" نيز فاش كرده بود، علت خشم اخير شيخ يوسف القرضاوي از مذهب تشيع، شيعه‌شدن يكي از نزديكان اوست. اين روزنامه به رابطه خويشاوندي وي اشاره‌اي نكرده بود اما شيخ "ماهر حمود" امام جماعت مسجد "القدس" و از علماي برجسته لبنان نيز در پي انتشار اين خبر، صحت آن را تأييد كرد.
عبدالرحمن يوسف كه اكنون از برجسته‌ترين معارضان سياسي مصر و عضو جنبش ضد دولتي "الكفاية" نيز هست و اشعار شديداللحني عليه "حسني مبارك" سروده است، در سال‌هاي اخير، علاقه خود را به جبهه حق و عدالت به‌ويژه جمهوري اسلامي ايران و حزب‌الله لبنان، به شيوه‌هاي مختلف ابراز كرده و از جمله آنها قصيده‌اي است كه در بيت پاياني آن آورده است:
« ألـْـق ِ العُـصَابـَــة َ عَـنْ عَـيْـنـَيـْـكَ تحْجُبُهَـــا - عَـنْ رُؤيـَـةِ النـَّـار ِ تـَشـْـوي وَجْـهَ لـُبـْنـَانـَـا...
بالأمْـس ِ كـُنـَّـا نـَـرَى في العـِـزِّ " قـَاهِــرَة " - و اليـَـوْمَ نـَرْقـُـبُ نحْوَ العِـزِّ " طـَهْـرَانـَـا "
(چشم‌بندت را از ديدگانت بيفكن زيرا چشمانت را از ديدن آتشي كه چهره لبنان را سوزانده است پوشانده... ما تا ديروز عزت را در قاهره مي‌ديديم اما امروز از شوق دستيابي به عزت، تهران را مي‌نگريم.)
پايگاه اطلاع‌رساني هجر نيز به نقل از يك منبع آگاه اعلام كرد: «عبدالرحمن يوسف، انساني اخلاق‌مدار است و همواره احترام پدر خود را حفظ مي‌كند و به همين دليل تا كنون از اعلام علني تشيع خود، خودداري كرده و سعي دارد اين موضوع را از طريق دوستانه و محترمانه با پدر خود، حل و فصل كند و اذا تا اطلاع ثانوي، از اعلام اين پرهيز خواهد كرد.»
عبدالرحمن يوسف كه از محبوبيت فراواني بين عرب‌زبانان جهان برخوردار است، همچنين پس از جنگ 33روزه، با سفر به جنوب لبنان و شهرهاي بنت‌جبيل، مارون‌الرأس و ضاحيه جنوبي بيروت كه منطقه شيعه‌نشين پايتخت لبنان است ضمن بازديد از ويرانه‌هاي باقي‌مانده از حملات رژيم صهيونيستي، با شيعيان و ايتام شهداي اين مناطق، ابراز همدردي كرد.
وي همچنين ديوان جديدي با عنوان "اكتب تاريخ المستقبل" (تاريخ آينده را بنويس) منتشر كرده است كه در ابتداي كتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدايي به حضرت سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله كه از پروردگارم مي‌خواهم او را از شر موشك‌هاي يهود و نيز موشك‌هاي اعراب حفظ كند.»
وي همچنين ديوان جديدي با عنوان "اكتب تاريخ المستقبل" (تاريخ آينده را بنويس) منتشر كرده است كه در ابتداي كتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدايي به حضرت سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله كه از پروردگارم مي‌خواهم او را از شر موشك‌هاي يهود و نيز موشك‌هاي اعراب حفظ كند.»
عبدالرحمن القرضاوي، در مقدمه اين كتاب كه آن را بر روي پايگاه اطلاع‌رساني خود قرار داده، آورده است: «من بلافاصله پس از پايان جنگ 33روزه به جنوب لبنان سفر كردم و بسياري از مناطق جنگ‌زده را از نزديك ديدم؛ ويراني‌ها و آوارها را پيش از آنكه بلدوزرها آنها را بردارند و از همه مهم‌تر، پهلواناني را به چشم خود ديدم كه اين پيروزي را آفريده بودند و در اين هنگام بود كه سرايش اين قصيده را از سر گرفتم و آن را در روز بيست و ششم رمضان همان سال به پايان رساندم.»
اين شاعر عرب با بيان اينكه بيشتر ابيات اين قصيده را در راه قاهره، اسكندريه، بيروت، قانا و بنت‌جبيل سروده است، تأكيد مي‌كند: «همچنان اين قصيده را يك تجربه حسي متمايز مي‌دانم و در پايان بايد از مسؤولان حزب‌الله لبنان كه با من همكاري كردند و فرصت بازديد از اماكني را كه مي‌خواستم فراهم كردند قدرداني كنم.»
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت   توسط   | 
روزنامه‌هاي انگليسي ادعا كردند "يسرا" كه خود را با نام "ياسمين" معرفي مي‌كند، دختر شيخ "عمر البكري" از چهره‌هاي ديني سرشناس اهل سنت لبنان، به شغل رقاصي در ديسكوهاي شبانه لندن مشغول است.

به گزارش خبرنگار اختصاصی پایگاه خبری شیعه (پخش) و به نقل از شیعه آنلاین، در همين راستا "يسرا" طي اظهاراتي به دو روزنامه‌ انگليسي "سان" و "ديلي ميل" گفت: من هيچ ارتباطي با پدرم ندارم و حتي يك روز هم روش زندگي و انديشه‌هاي افراطي وي مرا قانع نكرد و جذب آن نشدم.
گفته مي‌شود اين خبر، شيخ "البكري" را به شدت متعجب ساخت. از سوي ديگر او در صحت و درستي چنين خبري شك وارد كرد و گفت: حتي در صورت درستي اين خبر، بايد بگويم كه دخترم ازدواج كرده و مسئوليت وي بر عهده همسرش خواهد بود.
وي در ادامه گفت: به رغم اينكه دخترم اكنون بزرگ شده و خودش بايد تصميم بگيرد اما بايد بگويم كه من دخترم را بر اساس روش، فرهنگ و اصول اسلامي تربيت كردم به همين دليل در صورت درست بودن اين خبر من خيلي متعجب خواهم شد.
شيخ "عمر" ادامه داد: مدت زيادي است كه با "يسرا" صحبت نكرده‌ام زيرا فكر مي‌كردم كه با خانواده همسرش زندگي مي‌كند. اگر هم اين خبر درست باشد، او بايد توبه و از خدا درخواست مغفرت كند.
از سوي ديگر "ديلي ميل" در اين مورد نوشت: "ياسمين" بيشتر اوقات كاري خود را در ديسكو "ويست إند" در لندن مي‌گذراند. وي پس از جدايي از همسرش رنگ موي خود را زرد رنگ كرده، نام خود را تغيير داد و به چنين شغلي روي آورد.
"ياسمين" در ادامه طي اظهاراتي به روزنامه "سان" گفت: در حال حاضر به عنوان يك رقاص "تمام عريان" شناخته نمي‌شوم اما در صورتيكه فرصت شغلي خوبي بدست آورم، از چنين كاري پرهيز نخواهم كرد.
شايان ذكر است "يسرا" با نام "ياسمين فوستوك" شناخته مي‌شود زيرا نام فاميلي همسر تركيه‌اي وي كه چندي پيش از هم جدا شدند "فوستوك" بوده است. او در حال حاضر با پسر سه ساله‌اش زندگي مي‌كند.
در پايان گفتني است شيخ "عمر البكري" به داشتن انديشه‌هاي افراطي و بسيار نزديك به وهابيت شهرت دارد. شيح "البكري" كه از سال 1986 به لندن كوچ كرد، حدود سه سال پيش به لبنان بازگشته و در شهر طرابلس در شمال اين كشور مستقر شده است.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت   توسط   | 
شنيده ها حاكي از آن است كه اهل سنت به تازگي با خريد زمين و ساخت و ساز در اطراف تهران، براي ساخت شهركي براي خود تلاش مي‌كنند.

به گزارش خبرنگار «پخش» به نقل از شيعه آنلاين، منابع آگاه خبر دادند كه اخيرا در شهرکي به نام "دانش" در اطراف شهريار، برادران اهل سنت در حال خريد زمين و ملک و ساخت و ساز غير مجاز هستند.

اين افراد از قول "مولوي عبدالحميد" گفته‌اند حالا که در تهران به ما اجازه ساخت مسجد نمي‌دهند ما هم اين منطقه را به پايگاه سياسي اهل سنت تبديل مي‌کنيم.

در صورت تأييد چنين خبري و با وجود اين تحركات، احتمال درگيري بين شيعيان و اهل تسنن در اين شهرك غيرمجاز مي رود. اميدواريم كه مسئولين، هر چه سريعتر جلوي چنين اقداماتي را بگيرند.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت   توسط   | 
خبرگزاري فارس: شبكه"جيو" پاكستان از مرگ بيت‌الله محسود رهبر گروه مسلح طالبان در اين كشور خبر داد.


به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري شينهوا، شبكه تلويزيون جيو پاكستان اعلام كرد، بيت الله محسود از رهبران مهم طالبان محلي پاكستان امروز بر اثر بيماري درگذشته است.
بنا بر اين گزارش، بيت‌الله محسود در پيشاور مركز استان مرزي واقع در شمال غربي پاكستان در گذشته است.
گزارش تلويزيون جيو پاكستان حاكي است، وي از بيماري افزايش فشار خون و بيماري كليوي رنج مي‌برده است.
هنوز طالبان، مرگ بيت‌الله محسود را تائيد يا تكذيب نكرده است.
طالبان در پاكستان بر ضد نيروهاي دولتي اين كشور مي‌جنگند و برخي از گزارش‌ها حاكي است كه وي مسئول چندين رشته حملات گسترده بر ضد نيروهاي امنيتي اين كشور بوده است.
بيت الله محسود به دخالت در ترور «بي‌نظير بوتو» رهبر فقيد حزب مردم پاكستان متهم است.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت   توسط   | 
چند فرد مسلح ناشناس عصر ديروز در اقدام تروريستي خودرو دادستان عمومي و انقلاب خاش را به گلوله بستند‏.‏ به گزارش خبرگزاري فارس، چند فرد مسلح ناشناس سرنشين يك دستگاه خودرو پرايد عصر ديروز در نزديكي ساختمان قديمي دادگستري به سمت خودرو حامل دادستان عمومي و انقلاب خاش تيراندازي كردند‏.‏ فضل الله شهبازي دادستان عمومي و انقلاب خاش در جريان اين تيراندازي به صورت سطحي زخمي شد‏.‏ بر اساس اين گزارش‏ افراد مسلح پس از اين اقدام تروريستي متواري شدند‏.‏ هنوز هيچ يك از مسوولان انتظامي و امنيتي در اين زمينه اظهار نظري نكرده است‏.‏ اشرار مسلح سال گذشته در بيست و يكمين شب ماه رمضان نيز در اقدامي تروريستي "مهدي توكلي" امام جماعت مسجد افتخار آباد خاش را در اين مسجد به شهادت رساندند‏.‏
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت   توسط   | 
پس از تهمت‌هاي اخيري که به صورت حساب شده از سوي برخي جريانات تفرقه‌افکن، متوجه تشيع و ايران شد، هم‌اكنون اين گونه هتاکي‌ها، وارد فاز جديدي شده است. به گزارش خبرنگار «تابناک»، پس از آنکه چندي پيش، شيخ يوسف قرضاوي از علماي بزرگ اهل تسنن، ايران را به نفوذ در جوامع اهل سنت و پيش از آن هم شيعيان را به رافضي‌گري متهم کرده بود، اين بار رسانه‌هاي خبري عربي و منسوب به اهل تسنن، به رغم مخالفت با سيره عملي بزرگان اهل سنت که عملا در خدمت تفکرات تفرقه‌طلبانه هستند، ايرانيان و شيعيان را مورد هجمه‌هاي شديد قرار داده‌اند. بنا بر اين گزارش، اين رسانه‌ها که ناراحتي تاريخي ايرانيان از بدعهدي مردم کوفه را دستاويز خود قرار داده‌اند، مدعي شده‌اند که اهل کوفه ايراني بوده‌اند؛ يعني با توجه به شعاري که سالهاست در ايران تکرار مي‌شود که «ما اهل کوفه نيستيم، علي تنها بماند»، مدعي بي‌وفايي مردم ايران شده و قامت خود را از عيوب و خيانت‌هايي که به اميرالمؤمنين کرده‌اند، مبرا دانسته‌‌اند. اين در حالي است که بنا بر نوشته‌هاي معتبر تاريخي و حتي متون معتبر اهل تسنن، ايرانيان سردمداران پايبندي به محبت و ولايت علي ابن ابي طالب(ع) بوده و در حساس‌ترين لحظاتي که اعراب و مردم عراق، آن حضرت را تنها گذاشتند، به حمايت از داماد پيغمبر و خليفه رسول خدا پرداختند. گفتني است، اين سايت‌ها و خبرگزاري‌ها پس از اتهامات شيخ يوسف قرضاوي عليه شيعيان و ايران، در حمايت از آن مطالب گوناگوني منتشر کرده و مخالفان را آماج تهمت‌ها و افترائات قرار دادند.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت   توسط   | 
متأسفانه اهل تسنن بخاطر اينكه شيعيان حقايقي را در مورد خليفه دوم بيان مي كنند، به مقابله برخاسته اند و سعي مي كنند كه عمر را بلند مرتبه نشان دهند. اما مراجعه به برخي از كتب اهل تسنن، بسيار عجيب نشان مي دهد. اينان حقايقي را پنهان مي كنند كه بزرگان آنان، تمام و كمال آن حقايق را بيان مي كنند. نگاهي به كتب اهل تسنن مي كنيم. ((هر چند كه مي دانيم، برادران اهل تسنن، به جاي تحقيق، همانند برخي ديگر از مطالب اين سايت، لقب دروغگو را براي شيعيان بيان مي كنند!!!))امام ذهبي در تاريخ الاسلام (الخلفاء) صفحه 494 در مورد اسلام عمر مي نويسد: «حضرت عمر از حذيفة بن اليمان عاجزانه مى خواست كه به او بگويد: آيا جزء منافقان هستم يا نه؟» بسيار جالب است كه در البدايه النهايه جلد 5 صفحه 25 نيز اين موضوع را تأييد نموده است.بسيار جالب است كه امام ذهبي در همان كتاب تاريخ الاسلام (الخلفاء) صفحه 267 عمر را شخصي كند ذهن و دير فهم معرفي مي كند. به گونه اي كه عنوان مي كند كه عمر طي 12 سال سوره بقره را ياد گرفت و به شكرانه آن يك شتر قرباني كرد. «قال ابن عمر: تعلّم عمر البقرة في اثنتي عشرة سنة، فلمّا تعلّمها نحر جزوراً.» جالبتر اينكه در كتب كنزالعمال جلد11 صفحه 79، الدرالمنثور جلد2 صفحه249، احكام القران، جصاص حنفى جلد 2 صفحه 110 نيز بيان شده است: «عن سعيد بن المسيب أن عمر سأل رسول الله: كيف يورث الكلالة؟ قال: اوليس قد بيّن الله ذلك ثم قرآ: و ان كان رجل يورث كلالة او امراة، الى آخر الاية، فكان عمر لم يفهم، فانزل الله... يستفتونك قل الله يفتيكم فى الكلالة» الى اخر الايه، فكان عمر لم يفهم، فقال لحفصة: اذا ارايت من رسول الله طيب نفس. فاسأليه عنها! فقال: أبوك ذكر لك هذا ما آرى اباك يعلمها ابداً! فكان يقول: ما أرانى اعلمها ابداً و قد قال رسول الله، ما قال.» منظور آن است كه آيه كلالة را درك نمي كرد.از نكات جالب توجه اين است كه عمر، حكم تيمم را نمي دانست. اگر كسى از او مى پرسيد در صورت جنابت و نبودن آب تكليف چيست؟ در جواب مى گفت: نماز را ترك كن تا آب پيدا شود! و اگر تا دو ماه هم آب نمى يافت حضرت خليفه نماز نمى خواند!!!!! امام نسائى در سنن نسائي جلد1 صفحه 168 چنين روايت مى كند: «كنا عند عمر فأتاه رجل، فقال: يا أمير المؤمنين رُبّما نمكُثُ الشهر والشهرين ولا نجد الماء؟ فقال عمر: أمّا أنا فاذا لم أجد الماء لم أكن لأُصلي حتى أجدَ الماء..» امام بخارى همين حديث را در صحيح بخارى جلد1صفحه 70 باب المتيمم هل ينفخ فيهما آورده ولى آنجا كه عمر مى گويد: «اگر جنب باشم و آب يافت نشود نماز نمى خوانم» را به احترام آبروى عمر(رضي الله عنه)، حذف مى كند. تا مبادا متهم به ناآگاهى از احكام اسلام. و سبك شمردن نماز و ترك آن بشود.عمر و فرزندش حتي از مسائل ساده اسلامي هم آگاهي نداشتند. به گونه اي كه امام مالك در كتاب الموطا جلد1صفحه 60 بيان مي كند كه «عن عبداللّه بن دينار، قال: رأيت عبداللّه بن عمر يبول قائماً» يعنى عبداللّه بن عمر را ديدم كه ايستاده بول مى كرد. امام ترمذى هم در سنن الترمذي جلد1صفحه18 مى گويد: عن عمر: رآني النبي و أنا أبول قائماً فقال: يا عمر لا تبل قائماً...» يعنى هنگامى كه پيامبر اكرمـ صلى الله عليه و سلّم ـ مرا ديد كه ايستاده بول مى كنم، فرمود: اى عمر، ايستاده بول نكن. و امام عسقلانى در توجيه كار عمر(رضي الله عنه) مى فرمايد: البول قائماً أحفظ للدبر. يعنى ايستاده بول كردن براى حفظ نشيمن خوب است. و همو مى گويد: ثابت شده كه عدّه اى از صحابه كرام پيامبرـ صلى الله عليه و سلّم ـ از جمله حضرت عمر بن الخطاب ايستاده بول مى كردند. فقط سؤال اينجاست: اهل تسنن طبق حديث اقتدوا باللذين من بعدى كه در سنن ترمذي جلد5 صفحه 63 آْمده، آيا از پيامبر كه طبق اعترافات بالا آمده، تبعيت مي كنند و نشسته بول مي كنند يا از عمر كه تقليد مي نمايند و ايستاده بول مي كنند؟بسيار جالب است با اين همه ناداني كه از عمر ديديم و شنيديم و تمام آنها را كتب اهل سنت بيان نمودند، اهل تسنن ادعاي فراتر از پيامبري براي عمر دارند و در اين ميان خودآگاه يا ناخودآگاه به ساحت مقدس پيامبر(ص) نيز توهين مي كنند.در صحيح بخارى كتاب التعبيرصفحه 2982 كتاب الانبياء 3392 كتاب التفسير 4953. الامام البخارى 142 بيان شده است كه پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و سلّم ـ هر زمان كه آمدن وحى برايشان به تأخير مى افتاد; يا قصد خودكشى مى كرد، و كراراً مى خواست خود را از فراز قلّه پرت كند و يا در نبوت خود به شك افتاده و گمان مى كرد كه وحى به خانه عمر بن الخطاب(رضي الله عنه)انتقال يافته و ايشان از اين پس پيامبر شده است!!!امام بخارى مى گويد: «وفَتَر الوحي فترة، حتى حزن النبي فيما بلغنا حزناً غدا منه مراراً، كي يتردّى من رؤوس شواهق الجبال، فكلما اوفى بذروة جبل، لكي يلقي منه نفسه، تبدّى له جبرئيل فقال: يا محمد انك رسول اللّه حقاً. فيسكن لذلك جأشه، وتقَر نفسه، فيرجع فاِذا طالت عليه فترة الوحي غدا لمثل ذلك...» و نيز الارشاد: 319 ـ شرح نهج البلاغه جلد12صفحه 178 ـ ما أبطأ عني جبرئيل إلاّ ظننتُ أنه بعث الى عمر بيان شده: به پيامبر ـ صلى الله عليه و سلّم ـ نسبت داده شد كه فرمود: ما احتبس عني الوحي قط إلا ظننته قد نزل على آل الخطاب!!!! آيا به راستي كسي كه اين همه خطا و اشتباه داشته است، مي توانسته پيامبري نمايد؟؟؟ يعني واقعاً اهل سنت، عمر را برتر از خاتم الانبيا مي دانند؟ آيا اين خود شك به رسالت پيامبر نيست كه يك شخص پر اشتباه و خطاكار را بالاتر از پيامبر اسلام مي دانند؟ آيا غيرمسلمانان چنين چيزي را بشنوند، به اسلام و پيامبرش با تعجب نگاه نخواهند كرد؟؟؟
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت   توسط   | 

هفته ی گذشته شنیدیم که چند نفر سارق با چادر زنانه و روبند به بانک صادرات جام جم زاهدان حمله و مقداری وجوه نقد را به سرقت میبرند.در این حادثه هم کسی نتوانست کاری بکند.اما چند نکته که مدتی ست ذهنمان را مشغول کرده لازم دانستیم  یاداوری کنیم.
اول اینکه :
1= در دوسال اخیر مردم زاهدان شاهدند که تعداد زنان روبند دار رو به افزایش است
2= اکثر این زنان نقاب دار هم از اهل سنت میباشند.
3= اکثر این زنان روبند داربا علمای مسجد مکی زاهدان ودارالعلوم وابستگی دارند و با انجا تردد دارند.
4= همه ی طلاب فاظله ی اهل سنت  نقاب دارند
دوم اینکه:
1=  دوسال قبل در یکی از روستا های زاهدان شهید دشتی زاده از کارکنان نیروی انتظامی توسط اشراربا همکاری زنانی  از اهل سنت به شهادت رسید
2= چندی پیش شایعه شده بود که عبدالمالک ریگی با لباس زنانه و چادر روبند دار به زاهدان امده است.
3= دوسال پیش هم تعدادی از اشرار قصد گذر از پست ایست و بازرسی در میرجاوه را با لباس زنانه وچادر روبنددار داشتند که لورفته و با ماموران درگیر میشوند که کشته میشوند.
4= نمیدانم نیروهای امنیتی باید زنان نقاب داری را چگونه تحت نظرو کنترل داشته باشند که خدای نکرده دشمنان از این طرز پوشش سوء استفاده نکنند.
5= ادامه ی این روند تحقیقا اسیب جدی برای نظام خواهد بود.چرا که با این پوشش نمیتوان امنیت جامعه را تضمین کرد.
6= برخی از زنان با روبند رانندگی هم میکنند.ایا پلیس میتواند از این زنان مدارک مطالبه کند و یا مدارکشان را با چهره ی انان تطبیق دهد.
7= چه تضمینی وجود داردکه در اینده همه ی رانندگان خودروهای سوخت قاچاق از زنان نقاب دار نباشند.
8= در مسجد لعل پاکستان تعداد زیادی از زنان طلبه که روبند هم داشتند مسلحانه با ارتش پاکستان مبارزه کردند.البته اکثر انها کشته شدند.
9= اصلا چرا روبند و با چه هدفی ؟و چرا هروز رو به گسترش است ایا پیشگیری از ان برای نظام جهت تامین امنیت یک چالش جدی نیست؟ زناناز طرف خدا اجازه دارند که فقط صورت و دستها و پاهای خود را نپوشانند.خدا که یک چیزی میفهمد .چرا با این حال علارغم اینکه هیچ مشکلی برای حفظ حجاب زنان ایجاد نمیشود با زهم فراتر از دستور قران و سنت زنان اهل سنت نقاب میزنند.؟ چه هدفی را علمای اهل سنت دنبال میکنند.؟ایا اگر شرط تامین امنیت کشور کشف نقابها باشد ایا علمای تندرو با حکومت همکاری خواهند کرد/ یا اینکه ان را هم حریم قرمز دینی اعلام میکنند؟ایا علمای اهل سنت تضمین میدهند که دیگر هیچ جنایتی در پوشش نقاب ، هیچ شروری با نقاب ، و هیچ دشمنی از نقاب سوء استفاده نکند؟ایا علمای تند روی نپمسجد نمکی و حوزه ی دارالعلوم تضمین میدهند که دشمن در پوشش نقاب در بین خودشان نفوذ نکند و خدای نکرده عملیات تخریبی علیه مساجد و مراکز دینی شیعه و سنی انجام ندهد.؟
10= نمی دانم.اما انتظار میرود زنان و مردانشان و علما  که این طرح را اجرا میکنند به عواقب بعدی انهم کمی اندیشه کنند.قطعا زنان محجب و فاظله ی این استان بدون نقاب هم حجاب زیبای خودشان را خیلی خوب دارند و به انان هیچ چشم ناپاکی نگاه نمیکند.گرچه چشمهای ناپاک به دنبال چهره های ناپاک هستند.یقین داریم که این پوشش روزی برای نظام معضل جدی درست خواهد شد و ناچارا با ان برخورد خواهد کرد .  انگاه علما ی تندروباید یک بار دیگر رو در روی نظام قرارو هزینه ی ان را بپردازند. بنابراین پیشنهاد میکنم که خود اقایان از هم اکنون زمینه ی هر نوع تقابل را برچینند.

منبع :تفتان خبر http://taftankhabar.blogfa.com/

 |+| نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت   توسط   | 
در پی اعتراض و انتقاد علما و شخصیت های برجسته دینی کشورهای اسلامی نسبت به سخنان قرضاوی علیه شیعه، وی با صدور بیانیه ای از تحریف سخنانش توسط روزنامه «المصری الیوم» ابراز نارضایتی کرده و خود را مدافع شیعیان در مقابل تندروهای اهل تسنن دانسته است. به گزارش مرکز خبر حوزه، یوسف قرضاوی در بیانیه خود آورده است: من اذعان می کنم که روزنامه « المصری الیوم» سخن مرا دقیق و کامل نقل نکرده و در آن دخل و تصرف نموده است. وی افزوده است: در رساله خود، نظر کسانی که شیعیان را به تحریف قرآن متهم می کنند و آنان را کافر می پندارند، رد کرده و گفته ام تمامی شیعه معتقد به قرآن هستند و از همین رو آن را تلاوت و حفظ کرده و در مسائل اعتقادی به آن استناد می کنند. یوسف قرضاوی ادامه داده است: هرگز نزد شیعیان قرآنی که مغایر قرآن ما باشد، دیده نشده است و قرآن های چاپ ایران همان قرآن هایی است که در مصر و عربستان چاپ می شود وی در بیانیه خود آورده است: شیعیان،خود نسبت به این ادعا که بعضی از جزء های قرآن ناقص است اتفاق نظر نداشته و محققان شیعه نیز این رای را مردود می شمارند. وی افزوده است: بنده در همین راستا و در بیان عدم تحریف قرآن مجید و مصون بودن آن از هرگونه فزونی و کاستی، به نقل اقوال شیعیان معتدلی پرداخته ام که مورد استناد علمای اهل سنت است. منبع خبر: http://www.hawzahnews.com
 |+| نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت   توسط   | 
هالیوود در جدیدترین اقدام ضد ایرانی خود به تولید فیلمی با مضمونی تخیلی از سنگسار در ایران پرداخته است. فيلم «سنگسار ثریا.میم» به کارگردانی سیروس نورسته كه براساس کتابی نوشته فریدون صاحب جم به زبان فارسی می باشد، تازه ترین اثر ضد ایرانی هالیوود است. در حالی که سیر داستان این فیلم مضحک و غیرقابل باور است، دست اندر کاران این فیلم بر واقعی بودن این داستان اصرار دارند. بر اساس این فیلم که در روستایی نامشخص در ایران روی می دهد، قربانعلی همسر ثریا، با وجود وضع مالی نامناسبش، قصد ازدواج با دختری 14 ساله دارد و از این رو تصمیم به طلاق ثریا که دارای 4 فرزند است، می گیرد. در این اثنا که قربانعلی با مخالفت ثریا مواجه می شود، در اقدامی مضحک به روحانی روستا روی می آورد و از وی درخواست کمک و تهمت دروغ زدن به ثریا و سنگسار وی را می نماید! بنابراین گزارش این فیلم این داستان را از زبان زهرا، خاله ثریا برای یک خبرنگار فرانسوی که ماشین اش در حوالی روستا خراب شده است تعریف می کند؛ تا بلکه این خبرنگار فریاد مظلومیت زنان ایرانی را به گوش جهانیان برساند! شایان ذکر است که این فیلم، اولین فیلم ضد ایرانی - اسلامی هالیوود نیست و پیش تر فیلم هایی هم چون «دروغ های واقعی» با بازی آرنولد شوارتزینگر،«به درون شب»، «زندگي و مرگ در لس‌انجلس»، «بازگشت به آينده»، «بدون دخترم هرگز» و «300» نیز ساخته شده است. به گزارش «فردا» یکی از نقش های کلیدی این فیلم سینمایی را شهره آغداشلو بازیگر ایرانی ایفا می کند که به بازی در فیلم های ضد ایرانی شهره است و این اولین ایفای نقش او در فیلمی ضد ایرانی نیست. آغداشلو همسر سابق آيدين آغداشلو، نقاش و گرافيست ايراني بود و هم اكنون همسر هوشنگ توزيع، نويسنده و كارگردان بهايي مسلك و بازيگري است كه به صهيونيست ها نزديك است. آغداشلو در سال 2004 و علي رغم بازي كوتاه و كم اثرش در نقش يك شخصيت فرعي در فيلم «خانه اي از شن و مه» با حمايت صهيونيست ها، كانديداي برنده جايزه اسكار شد. وي همچنين در فيلم «مريم» كه چهره اي تروريستي از ايران ارايه مي دهد، بازي كرده است. او پیش تر در مصاحبه با رادیو فردا اظهار داشته بود: «اين درست است كه همه مسلمانان تروريست نيستند، اما همه تروريست ها مسلمان هستند!» آغداشلو پیش از این در فیلم رویای مونا بازی کرده که هنوز به نمایش در نیامده است و زندگی مونا محمودنژاد، دختر ۱۷ ساله بهائی که در سال ۱۹۸۳ همراه با ۹ زن بهائی دیگر در شیراز به دار آویخته شد، را روایت می کند. این فیلم را مل گیبسون بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده نامدار هالیوود تهیه می‌کند. این فیلم پروژه‌ای ۱۰ میلیون دلاری است که کمپانی آی پروداکشن که متعلق به مل گیبسون است آن را تهیه می‌کند. فیلمبرداری رؤیای مونا به جای شیراز در کشور جزیره‌ای مالت در جنوب اروپا انجام می‌گیرد. در این فیلم کیشا کسل هیوز ،در نقش مونا، شهره آغداشلو در نقش فرخنده مادر مونا، کِس انوار در نقش خالد بازجوی مونا و نازنین افشین جم (خواننده و دختر شایسته کانادا) در نقش طاهره، یکی دیگر از زنان اعدامی، بازی خواهند کرد.
 |+| نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت   توسط   | 
  در پي توزيع روغن يارانه توسط اداره بازرگاني شهرستان زاهدان بسياري از مردم جهت خريد روغن به اين اداره مراجعه کردند و توزيع روغن هم بصورت گسترده انجام شد تا مردم روزه دار خيالشان از بابت روغن در منزل راحت شود . مولي در توزيع روغن موردي بود که جاي تامل دارد و آن هم اين که توزيع روغن بين خانوارهاي بلوچ بيشتر از بقيه مردم بود بنده که کنجکاو شده بودم و خواستم تا ته و توي قضيه را در بياورم و با مراجعه به يکي از دوستان قديمي متوجه شدم که اين گونه توزيع سهوا×و اتفاقي نبود بلکه توسط مسئولين بخشنامه صادر شده که جهت حفظ آرامش در ايام شوگواري اميرالمومنين ع در شهر 90 درصد توزيع روغن به خانواده هاي بلوچ . 10 درصد هم به بقيه مردم داده شود حال سئوال اينجاست ه اين ماجرا يک باج دهي نميباشيد يا اينکه نوعي ديگري از عدالت اجتماعي هست که توسط عده مدير تشنه خدمت و و صندلي مديريت که مي خواهند در دوران مسئوليت خود با دادن همه گونه باج دوران ساکت و بي سر و صدايي را بگذرانند. .
بايد نشت و عملکرد جناب آقاي استاندار جديد را ديد که آيا با ين گونه مسئولين برخورد خواهد کرد و يا اينکه خود نيز از آنان تبعيت کرد تا مانند آقاي دهمرده دچار مشکل و سنگ انداري از طرف اهالي مسجد مکي نشود.  
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت   توسط   | 
 
تشيع پيكر پاك سردار شهيد سرگلزائي در زاهدان
گروه استان ها- پيكر پاك شهيد سردار محمد سرگلزائي يكي از فرماندهان قرارگاه عملياتي فتح كه در درگيري با اشرار مسلح در منطقه عمومي زاهدان به درجه رفيع شهادت نائل آمد روز گذشته برروي دستان مردم شهر زاهدان تشيع شد.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس ، پيكر شهيد سردارمحمد سرگلزائي بعد از مراسم نماز جمعه و اقامه نماز توسط نماينده و لي فقيه در استان سيستان و بلوچستان برپيكر پاك وي بر روي دستان نماز گزاران ، امت حزب ا.. و همرزمان شهيد از محل مصلي قدس تا گلزار شهداء زاهدان تشيع و به خاك سپرده شد.

گفتني است ، در اين مراسم جمعي از مقامات لشكري و كشوري استان نيز حضور داشتند .

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت   توسط   | 

روحانی سرشناس عربستانی که همواره در یک برنامه تلویزیونی دولتی به ایراد خطابه می پردازد، ضمن اعلام انزجار از موش‌ها بویژه شخصیت‌های کارتونی "میکی ماوس" و "جری" خواستار کشته شدن تمام موش‌ها شد.

به گزارش شیعه آنلاین، هفته نامه دی ولت مدعی شد یکی از روحانیون عربستان در سخنانی با "سربازان شیطان" خواند موشها خطاب به همه مسلمانان معتقد دستور قتل عام موشها را صادر کرد. به گفته "شیخ محمد موناجید" مسلمانان وظیفه دارند چنین کاری را انجام دهند.

در همین حال یکی از وب سایت‌های عربی با انتشار این خبر در مورد سخنان این روحانی در مورد ممنوع کردن تماشای کارتون‌های "میکی ماوس" و "تام و جری" به بحث پرداخت. این در حالی است که سایت هفته نامه آلمانی "دی ولت" با استناد به سخنان این روحانی در مورد "سربازان شیطان" بودن موش‌ها ادعا کرد این جانوران در شریعت اسلامی حیواناتی منفور هستند.


شیخ "محمد موناجید" با اشاره به صحنه‌های خشونت باری كه كارتون‌هایی چون "تام وجری" و "میكی ماوس" برای کودکان به تصویر می‌كشند، این كارتون‌ها را برای كودكان مضر دانسته و نسبت به اثرات مخرب پخش كارتون‌های خارجی از تلویزیون هشدار داد.


روزنامه‌ "چانیا دیلی" در این باره نوشت این مقام مذهبی كه پیش از این به عنوان دیپلمات عربستان سعودی در واشنگتن دی‌سی ساكن بوده است، در سخنانی تاكید كرده است كه پخش كارتون‌های میكی ماوس از تلویزیون كشورهای عربی باید متوقف شود.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت   توسط   | 

جنایات برخی از برادران بی وجدان       (بخش یک )

برخی از برادران بی وجدان ما طی این چند سال جنایاتی عظیمی مرتکب شدند و نامردیهایی کردند که در تاریخ بلوچستان بیسابقه است.

این عده قلیل از برادران سود جو و دشمن صفت برای بهره برداری و نفع شخصی خویش ظلمهایی بسیاری بر مردم مظلوم ما تحمیل نمودند.

روش کار این عده این بود که با درک نمودن حساسیت روحانیت معظم شیعه به مسایل مذهبی سعی می کردند هر چیزی و هر مشکلی را رنگ مذهبی دهند. اگر دو نفر بخاطر هر چیزی دعوا می کردند به آن رنگ مذهبی می دادند و آنرا دلیل مظلومیت مذهب شیعه قرار می دادند.

با دروغهای بسیار واضح و آشکار بزرگان و مسئولان مملکت ما را فریب دادند. به مردم مظلوم بیچاره و کم سواد ما هزاران مارک چسبانیدند. در حالیکه ما انتظار داشتیم با شناختی که اینها از ما دارند مدافع ما بشوند.

نمونه ای از گزارشات دروغین اینها

بنده همراه هیئتی بودم به قم رفتیم . با مرجع عالیقدر جناب مکارم شیرازی ملاقاتی داشتیم . پس از بحث و مذاکره ، مطلبی که ایشان در بیانات خودش خطاب به ما فرمودند این بود:

آنچه فضای دوستی و برادری را تیره کرده گزارشاتی است که (توسط برادران بومی ) از بلوچستان می رسد آن گزارشات این است که : اهل سنت با دلارهای نفتی که از عربستان می گیرند املاک و زمینها و مغازه های برادران شیعه را خریداری می کنند تا آنها را به خاک سیاه بنشانند  .... و همچنین گزارش رسیده که اهل سنت با اصل  - فرزند کمتر زندگی بهتر – مخالفند و سعی می کنند فرزند زیاد داشته باشند تا تناسب جمعیت را بهم بزنند...

بسیار متعجب شدیم از ایشان خواستیم هیئت مخصوصی برای تحقیق ارسال نمایند تا از نزدیک مسئله را مورد بررسی قرار دهند.

همین گزارش را جاهای دیگر به شکلی مهم تر داده بودند گفته بودند آقا در سر زمین سیستان طرح اسرائیل دارد اجرا می شود بلوچها خانه های سیستانیهای مظلوم را خریداری می کنند و آنها را بیچاره می کنند.

در آن ایام هیئتها و گروههای مختلفی از جانب مراجع مختلف آمده بودند و هر چه می گشتند از اسرائیلیها خبری نبود دست از پا درازتر بازگشتند.


واما:

توهین به هیئتی که خودشان دعوت کرده بودند کار هربلوچ مهمان نوازو انسان دوستی نیست .انتخاب این ادبیات ناشی از دگم وغیر اجتماعی بودن گویندگان ان هست.هیئت برای تحقیق امده بود ونه اثبات یک ادعا که با نتیجه نگرفتن دست از پا درازتر برگردند.بیان این جمله ( دست از پا درازتر) شایسته ادبا نیست .

برای  رد نظر این عالم مسجد مکی کافیست به فرمایشات رئیس العلمایشان و لیدر جریان تندرو و افراطی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان جناب اقای مولوی عبدالحمید اشاره ای هرچند کوتاه داشته باشیم .این مطالب در یکی از محافل خصوصی زابل در میان برخی از دست نشانده ها ایراد شده است که توجه بفرمایید:

 .........................................................................................................................................

*«دولت ديگر از هم پاشيده و نيروي انتظامي را هم كه مي بينيد . همه چيز را با پول مي شود خريد !»

مولوي عبدالحميد اظهاراتي تامل برانگيز كه به نظر مي رسد از كشته شدن برخي اشرار قاچاقچي و برهم زنندگان نظم و امنيت اجتماعي در آن منطقه عصباني بوده است ، كشته شده ها را « برادران ما ، شما » و « اصحاب رسول ا... »؟! خطاب كرده و آنها را اهل جنت ناميده و در تحريكي آشكار گفت :

.......................................................................................................................................... 

*« بر ما و شما واجب است كه انتقام خون آنان را بگيريم .»

 

*« آنچه را فكر نمي كرديم ، امروز ما و شما مي بينيم . يك روز نمي دانستيم در استانداري چه مي آيد و چه مي شود ولي امروز آقاي مباركي از ما ( فرزند ما ) معاون مالي و نيروي انساني استانداري است . تعدادي از فرمانداران در استان ، مدير كل راه ، سازمان مسكن و شهرسازي استان كه واقعاً زحمت كشيده و 250 قطعه زمين يا بيشتر از آن را با خطراتي كه در پيش او بود ، با دفتر ما برنامه ريزي كردند و واگذار كردند . مسئوليت بازاچه مرزي تمام استان در دست ماست . آقاي« كهرازهي » از ماست ، مشكلي نداريم ولي صحبتي كه به شما مولويها در زابل دارم ( منظور مولوي شه بخش امام جمعه زابل ) ضعيف عمل   مي كنيد .»

 ..........................................................................................................................................

وي مولوي هاي زابل را به خريد زمين از شيعيان جهت شهرك سازي تشويق و ترغيب كرد و گفت :

*« مسير جاده زابل « دوست محمد » بسيار مهم است . تردد شهر به فرودگاه است و به هر قيمتي كه شده ، زمينها را از شيعيان بخريد و آنجا بايد تا پايان سال يك شهرك شود . امروز قدرت و پول در دست شماست . شما همين حالا مي توانيد همه چيز شيعه را بگيريد چه برسد به زمين .»

..........................................................................................................................................

صحبتهای فوق از طرف مولوی عبدالحمید در یکی از محافلی که از قضا چند تن از دوستان هم انجا بودند بیان شده بود.این او با این حرفها چه هدفی را دنبال میکند؟.

مولوی احمد هنگام افتتاح حوزه ی غیر قانونی ابوحنیفه ی عظیم اباد زابل گفته بود که:

 *باید در همه ی روستاهای زابل یک مدرسه ی دینی ساخته شود همانند مدارس دولتی.

*چرا مولوی احمد این هدف را اشکار بیان میکند؟

برخی از دوستان میگویند که در زابل سی مدرسه ی دینی و در بلوچستان هم در هر کوره دهاتی یک مدرسه ی دینی اهل سنت  وجود دارد انها میگویند عوامل مسجد مکی چرا نمی گذارند تا در  مدارس یک پایگاه بسیج مردمی دایر گردد.

اگر اقایان مسجد مکی با انقلاب و نظام بیگانه نبوده و خود را شهروند ایرانی و مدافع انقلاب و کشور میدانند چرا اجازه نمی دهند تا طلاب اهل سنت بسیجی شوند؟از چه میترسند؟

مولوی عبدالحمید میگوید که حضور طلاب خارجی در مدارس دینی اهل سنت این استان یک نعمت برای جمهوری اسلامی هست.و این طلاب در راهپیمایی ها نیز شرکت میکنند و میتوانند مبلغ ایران در خارج باشند.این حرفشان درست اما چرا اجازه نمی دهند تا طلابشان در داخل کشور هم مبلغ انقلاب  باشند؟.

*چرا از تشکل مردمی بسیج در کنار گوششان میترسند؟

*ایا این رفتارشان دال بربیگانه بودن با انقلاب نیست؟

شتر سواری که دولا دولا نمیشود.تازه اگر هم واقعا اقایان مسجد مکی وصل به انقلاب باشند به همه ی منافع خود که منافع انقلاب هست  میرسند.

وقتی مولوی و طلاب  وصل به انقلاب و دلسوز انقلاب و با مردم باشند بی شک انقلاب جانش را فدای انانی میکند که برای سلامتی و حفظ او از خود گذشتگی کرده اند.

*مولوی میگوید که مراسم ختم بخاری برای انقلاب برکت است.!!!!

*کجای ان برکت است؟     

*کدام سخنران در دفاع از انقلاب حرفی زد؟           

*کدام سخنران در حمایت از فرمایشات رهبری نظام حرفی زد؟             

 *بررسی که شود همه سخنرانان ، انقلاب ، نظام و مسئولین را به باد انتقاد گرفتند.ایا این رفتار،  شایسته ی طرفداران انقلاب هست؟

 *ایا نباید به سیاستهای توسعه طلبانه شک کرد؟ .ایا نباید به ساخت حوزه در فاصله ی دویست متری و اوردن طلبه از شهرهای دیگر کشور به زابل شک کرد؟

*چرا باید زمینهای کمربندی دوست محمد انهم به سفارش یک عالم دینی خریداری شود؟.این عالم دینی که نباید دنبال زخارف دنیا باشد.زمینها به چه منظوری باید خریده شوند؟

*زمینهای اطراف پارک لاله ی زاهدان را چه کسانی خریده اند؟

*اقای ریگی شهردار اسبق چرا این زمینها را به اقای ..... که از برادران اهل سنت هست با قیمتهای میلیاردی  تماما فروخت؟

*چرا شهروندان فارسی زبان با تهدید وادم ربایی مجبور میشوند تا بازار رسولی را تخلیه کنند.؟

*چرا همه ی ادم رباها باید از بلوچها باشند ورباینده شده ها از افراد متمول ؟

 * چرا باید نرخ سرمایه گذاری روند نزولی بیابد؟؟

 *چرا عده ای از اهل سنت استان با هجوم به یکی از مناطق اصفهان در حال تشکیل شهرک بزرگی باشند ؟

*چرا در شهر بیرجند بهترین خانه ها اخیرا متعلق به اهل سنت استان سیستان و بلوچستان در خیابان پاسداران میباشد؟

*چرا مولوی باید چندین زن بگیرد ؟ و چرا مولوی احمد باید چند زن و بیش از بیست فرزند داشته باشد؟

*چرا در استان با وجود مشکلات اشتغال زایی و مسکن و رفاه و اموزش ازدیاد نسل و تعدد زوجات تبلیغ میشود؟

و ده ها سئوال دیگر که از حوصله ی این مقال خارج است اما فقط بنای اشاره داشتیم که گزارش دهنده گان  جنایت کار نبوده و دروغ هم به مراجع گزارشندادند. شاید ادبیات گفتاری فرق کند اما واقعیات موجود در استان مستند و گویای اهدافی هست که قطعا نظام را با چالشهای قومی و مذهبی شدیدی در اینده روبرو خواهد کرد.

پر واضح هست که این سیاستها از خارج دیکته میشود ومجریانش هم در استان مشخص اند .راه دوری نباید رفت.

                                            خطر وهابیت بیخ گوشمان هست.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت   توسط   | 
 
رئيس پليس آگاهي استان سيستان و بلوچستان گفت : از جمله عواملي كه باعث گروگانگيري وآدم ربايي در سيستان وبلوچستان مي شود معاملات ناصواب در زمينه مواد مخدر ،تسويه حساب هاي قاچاق انسان واخاذي از خانواده ها است .

به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس ، رئيس پليس اداره آگاهي سيستان وبلوچستان گفت :استان سيستان وبلوچستان بيشترين آمار وقوع آدم ربايي در كشور را دارد كه البته حدود 90 درصد آدم ربايي هاي رخ داده در استان در پنچ ماهه سال جاري منجر به كشف شده است .

«محسن عطار»در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت :از جمله عواملي كه باعث گروگانگيري وآدم ربايي در سيستان وبلوچستان مي شود معاملات ناصواب در زمينه مواد مخدر ،تسويه حساب هاي قاچاق انسان واخاذي از خانواد ها است .

وي با اشاره به عملكرد پنج ماهه اداره آگاهي استان خاطر نشان كرد :اداره اگاهي استان سيستان وبلوچستان در سرقت اتومبيل ها 95درصد افزايش كشف ،در وقوع جرائم جعل وكلاهبرداري 64درصد كاهش ودر زمينه وقوع قتل ها 61درصد افزايش كشف داشته است .

رئيس پليس اداره آگاهي استان افزود :در مجموع در پنج ماهه اول سال جاري 68 درصد كل جرائم در اداره آگاهي استان منجر به كشف شده است .

محسن عطار گفت :دستگيري يك زن وشوهر كه با همكاري هم مبادرت به ربودن كودكان وسرقت جواهرات آنها مي كردند،دستگيري سه نفر كيف قاپ ودستگيري دو نفر كه با اغفال دختران وزنان فراري از آنها در قاچاق مواد مخدر از زاهدان به تهران سوء استفاده مي كردند از جمله عملكرد هاي موفق اداره اگاهي در اين مدت بوده است .

 محسن عطار با بيان اينكه وظيفه اداره آگاهي كشف جرم است افزود :امسال «سال پيشگيري در نيروي انتظامي» نام گذاري شده بنابراين از وظايف اين اداره نيز به پيشگيري از جرم اختصاص يافته است .

عطار با اشاره به اينكه 30درصد قتل هاي در استان سيستان وبلوچستان توسط محارم وبه خاطر سوء ظن هاي بيهوده خانوادها اتفاق مي افتد از رسانه ها خواست تا در اين راستا با اطلاع رساني وآموزش ها ي مرتبط سطح آگاهي مردم را بالا ببرند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت   توسط   | 
 
  بالا